چهارشنبه نوزدهم تیر 1387
ما را دارن میبرن شمال به زور!از طرف پادگان مربوطه به عنوان ماموریت!ما از شنبه تا ۴ شنبه دور از تهران خواهیم بود.
ما به خودمان تلقین کرده ایم که خوش خواهد گذشت!
ما از دست وزارت بهداشت شاکی هستیم!امسال از ۲۳۰ نفر رزیدنت میخوان ۱۷۰ نفر رو از مناطق محروم بگیرن و به نمرات افرادی که از مناطق محروم هستن ۵ درصد اضافه میکنن!ما میخواهیم وزیر بهداشت را به خاطر این تز های عدالت گستر ٬ به طرز فجیعی بکشیم!
ما در نظر داریم یک مزدور اجیر کنیم تا در کنگره ی بعدی دندانپزشکی بمب بگذارد تا از جمعیت دندانپزشکان کاسته شودو ما تنها دندانپزشک ایران بشویم و به مریضهامون وقت چند ساله بدهیم و کلی هم مایه دار شویم!ما شیزوفرنیم!
سه شنبه چهارم تیر 1387
یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387
!!!!!!!!!!!!!!!!
-ما حوصله نداریم.۲ ماه است که تلفن وزارت بهداشت را دایم اشغال کرده ایم به این امید که جواب امتحان رو زودتر بدن.اما انگار اثر نداشته و رتبه ها رو هفته ی اول تیر اعلام میکنن.
-نمره ی خام ما شده ۵۴۸ و بالا ترین نمره ۶۶۰ است.ما رتبه ی بدی رو برای خودمون متصور نیستیم!(به عبارتی بالاترین نمره ۲۲۰ است که نمره ی ما شده ۱۸۲.۶۶) .
-فرد نامردی مقداری از پول ما را خورده(۶ملیون تومان) و حال مارا گرفته است!ایشالا همش رو خرج بیمارستان بده!اینطوری مبلغ مربوطه به جامعه ی پزشکان برمیگرده!
-تلفن ما قطع شده و کسی وقت و حوصله ی بانک رفتن نداره لذا اینترنتی هم وجود نداره و پر واضحه که من الان تو کافی نتم!
یکشنبه چهارم فروردین 1387
از اول عید تا حالا به همراه بانو در حال دیدن بودیم!خوشبختانه هنوز به خونه ی بخت نرفتیم که کسی بخواد بیاد بازدید!یکی به نفع ما!
عید اولمون بود عیدی ها رو درو کردیم خفن!اگه سالی ۲ یا ۳ بار ازدواج کنیم با هم فکر کنم دیگه نیازی به کار کردن نداشته باشیم!یکی دیگه به نفع ما!
۱۴ اردیبهشت سالگرد عقدمونه فکر کنیم هرچی عیدی گرفتیم باید خرج هدیه و رستوران کنیم!۲ تا به ضرر ما!
نکته اینه که هرکی وبلاگه ما رو بخونه فکر میکنه ما خسیس می باشیم! ولی اینطور نیست! دلمون میخواد هرچیزی در بهترین حالتش باشه!مثلا از الان میدونیم سالگرد عقدمربوطه کدوم رستوران خواهیم رفت چی خواهیم خرید!چون همه چی باید حساب شده باشد!برای همین واسه ی ما که الان درآمد نداریم یه خورده سنگینه!خوشبختانه به زودی میریم سر کار!
از فردا میریم پادگان!این چند روزه رو که درس نخوندیم!فدای سرمون!از فردا تا خود امتحان خفن خواهیم بود.
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386
پی نوشت نامه!
پ . ن ۲ :ما از ۴ ام باز باید برویم پادگان تا ۸ ام!تا از شما و کشور نگهبانی کنیم!البته ما دندان نگهبانان شمارا درست میکنیم!
پ. ن ۳ :این روز ها ما مثل پیر مرد و پیر زنها دائم غر میزنیم و به همه چی ایراد می گیریم!
پ. ن ۴:امسال مسلمین عید ندارند چون ما باید درس بخونیم و نمیتونیم به عید و متعلقاتش بپردازیم!
پ .ن ۵ :جوانتر که بودیم میگفتیم اگر موبایل بخریم میرویم دوست دختر پیدا میکنیم.بعد گفتیم موبایل به تنهایی کافی نیست باید ماشین هم داشته باشیم بعد گفتیم داشتن درامد هم از واجبات دوست دختر داشتن است! اما حالا عقد کرده ایم.هنوز سر کار نمیرویم و میگوییم بعد امتحان تخصص.اومدیم با پول ماشینمان هم کار اقتصادی کردیم و فعلا ماشین نداریم.
پ.ن ۶:این خرید کادوی تولد و ولنتاین و عیدی و سالگرد عقد و ... ما را به ... داد!
پ.ن ۷: ولی با همه ی این اوصاف ازدواج کردن از نکردن بهتر است!
پ. ن ۸: سالها پیش در دوران راهنمایی اولین عکس س-ک-س-ی عمرمان با پرداخت پول به دوستمان خریدیم و دیدیم. جا خوردیم وباور نمیکردیم اینچنین مردمانی هم باشند.حالا اگر حواسمان را جمع نکنیم امکان دارد اشتباهی برویم در سایت های ناجور و گاهی فکر میکنیم اون ور آب آدم درست و حسابی هم موجود است؟


