دوشنبه چهارم شهریور 1387
ما مدتیه که از دنیای مجازی دوریم.چون سیم رابط مودم و شبکه ی ما مفقود شده و کسی تو تیریپ تهیه اش نیست!
ما رتبه ی تخصصمان شد ۶۶ و کلی حالمان گرفته شد!ما رتبه ی ۳۰ الی ۴۰ برای خودمان متصور بودیم.
انتخاب رشته نمودیم و الان بی صبرانه منتظر نتایج نهایی هستیم تا ببینیم در کدام گوشه ی این آب و خاک به تحصیل مجدد مشغول میشویم!
ما مدتیه که در کلاس آموزش رانندگی ثبت نام کردیم و دائم حرص میخوریم که چرا در عنفوان جوانی به این فکر نبودیم و الان سر پیری و در سن ۲۶ سالکی تازه به فکر افتاده ایم!
ما در آستانه ی المپیک بالاخره ماهواره تهیه نمودیم تا نگذاریم دیگران تصمیم بگیرن که چی برای سلامت اخلاقی ما خوبه و چی بد!ولی متاسفانه نتونستیم افتتاحیه ی المپیک رو ببینیم!
ما تصمیم داریم در صورت قبولی در تخصص بعدا از این وبلاگ استفاده کنیم و خاطراتمون رو در شهر غریب و حین تحصیل بنویسیم!
در انتخاب رشته مجموعه ی رشته های انتخابی ما ۱۰۵ تا ظرفیت داشت و با توجه به رتبه ام همین جا اعلام میکنم اگر قبول نشدم دست های پلید استکبار در کار بوده!تا جلوی پیشرفت این مملکت گرفته شه!!!
و یه نکته ی بی ربط:مدتیه که تیتر روزنامه ها رو میخونم و میبینم که یکی میگه ما با مردم اسراییل دوستیم یکی دیگه تکذیب میکنه!خنده ام میگیره که یه عده دارن به جای ما فکر میکنن و خودشون رو قیم میدونن.
چهارشنبه نوزدهم تیر 1387
ما را دارن میبرن شمال به زور!از طرف پادگان مربوطه به عنوان ماموریت!ما از شنبه تا ۴ شنبه دور از تهران خواهیم بود.
ما به خودمان تلقین کرده ایم که خوش خواهد گذشت!
ما از دست وزارت بهداشت شاکی هستیم!امسال از ۲۳۰ نفر رزیدنت میخوان ۱۷۰ نفر رو از مناطق محروم بگیرن و به نمرات افرادی که از مناطق محروم هستن ۵ درصد اضافه میکنن!ما میخواهیم وزیر بهداشت را به خاطر این تز های عدالت گستر ٬ به طرز فجیعی بکشیم!
ما در نظر داریم یک مزدور اجیر کنیم تا در کنگره ی بعدی دندانپزشکی بمب بگذارد تا از جمعیت دندانپزشکان کاسته شودو ما تنها دندانپزشک ایران بشویم و به مریضهامون وقت چند ساله بدهیم و کلی هم مایه دار شویم!ما شیزوفرنیم!
سه شنبه چهارم تیر 1387
یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387
!!!!!!!!!!!!!!!!
-ما حوصله نداریم.۲ ماه است که تلفن وزارت بهداشت را دایم اشغال کرده ایم به این امید که جواب امتحان رو زودتر بدن.اما انگار اثر نداشته و رتبه ها رو هفته ی اول تیر اعلام میکنن.
-نمره ی خام ما شده ۵۴۸ و بالا ترین نمره ۶۶۰ است.ما رتبه ی بدی رو برای خودمون متصور نیستیم!(به عبارتی بالاترین نمره ۲۲۰ است که نمره ی ما شده ۱۸۲.۶۶) .
-فرد نامردی مقداری از پول ما را خورده(۶ملیون تومان) و حال مارا گرفته است!ایشالا همش رو خرج بیمارستان بده!اینطوری مبلغ مربوطه به جامعه ی پزشکان برمیگرده!
-تلفن ما قطع شده و کسی وقت و حوصله ی بانک رفتن نداره لذا اینترنتی هم وجود نداره و پر واضحه که من الان تو کافی نتم!
یکشنبه چهارم فروردین 1387
از اول عید تا حالا به همراه بانو در حال دیدن بودیم!خوشبختانه هنوز به خونه ی بخت نرفتیم که کسی بخواد بیاد بازدید!یکی به نفع ما!
عید اولمون بود عیدی ها رو درو کردیم خفن!اگه سالی ۲ یا ۳ بار ازدواج کنیم با هم فکر کنم دیگه نیازی به کار کردن نداشته باشیم!یکی دیگه به نفع ما!
۱۴ اردیبهشت سالگرد عقدمونه فکر کنیم هرچی عیدی گرفتیم باید خرج هدیه و رستوران کنیم!۲ تا به ضرر ما!
نکته اینه که هرکی وبلاگه ما رو بخونه فکر میکنه ما خسیس می باشیم! ولی اینطور نیست! دلمون میخواد هرچیزی در بهترین حالتش باشه!مثلا از الان میدونیم سالگرد عقدمربوطه کدوم رستوران خواهیم رفت چی خواهیم خرید!چون همه چی باید حساب شده باشد!برای همین واسه ی ما که الان درآمد نداریم یه خورده سنگینه!خوشبختانه به زودی میریم سر کار!
از فردا میریم پادگان!این چند روزه رو که درس نخوندیم!فدای سرمون!از فردا تا خود امتحان خفن خواهیم بود.
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386
پی نوشت نامه!
پ . ن ۲ :ما از ۴ ام باز باید برویم پادگان تا ۸ ام!تا از شما و کشور نگهبانی کنیم!البته ما دندان نگهبانان شمارا درست میکنیم!
پ. ن ۳ :این روز ها ما مثل پیر مرد و پیر زنها دائم غر میزنیم و به همه چی ایراد می گیریم!
پ. ن ۴:امسال مسلمین عید ندارند چون ما باید درس بخونیم و نمیتونیم به عید و متعلقاتش بپردازیم!
پ .ن ۵ :جوانتر که بودیم میگفتیم اگر موبایل بخریم میرویم دوست دختر پیدا میکنیم.بعد گفتیم موبایل به تنهایی کافی نیست باید ماشین هم داشته باشیم بعد گفتیم داشتن درامد هم از واجبات دوست دختر داشتن است! اما حالا عقد کرده ایم.هنوز سر کار نمیرویم و میگوییم بعد امتحان تخصص.اومدیم با پول ماشینمان هم کار اقتصادی کردیم و فعلا ماشین نداریم.
پ.ن ۶:این خرید کادوی تولد و ولنتاین و عیدی و سالگرد عقد و ... ما را به ... داد!
پ.ن ۷: ولی با همه ی این اوصاف ازدواج کردن از نکردن بهتر است!
پ. ن ۸: سالها پیش در دوران راهنمایی اولین عکس س-ک-س-ی عمرمان با پرداخت پول به دوستمان خریدیم و دیدیم. جا خوردیم وباور نمیکردیم اینچنین مردمانی هم باشند.حالا اگر حواسمان را جمع نکنیم امکان دارد اشتباهی برویم در سایت های ناجور و گاهی فکر میکنیم اون ور آب آدم درست و حسابی هم موجود است؟
جمعه بیست و چهارم اسفند 1386
پ .ن ۱:دلم خیلی سوخت.نمیدونم!سربازی فرصتیه برای یه عده که عقده هاشونو خالی کنن و دیگران رو مجبور به فرمانبرداری کنن!اونا رو تحت سلطه بگیرن و از تابع بودن زیر دست هاشون به حد کافی لذت ببرن!
دوشنبه بیستم اسفند 1386
خواستم براش بکشم که دیدم مسوول بهداری پادگان که یه جناب سرهنگه با فوق دیپلم نمیدونم چی داره باهاش حرف میزنه
-اینطوری که نمیشه کشید اول باید آنتی بیوتیک بخوری وقتی عفونتش خوابید بیا دکتر بکشه.
در مقابل تعجب من گفت درست نمیگم آقای دکتر؟منم چیزی نگفتم گفتم حالا بیا بشین تا یه کاری برات بکنم.
ریشه ها رو در آووردم و مرخصش کردم.
شاکی بودم از دخالت یه غیر دندونپزشک تو کارم.به دندونپزشک رسمی پادگان شکایت کردم.با حالت پدرانه گفت اگه قبلش آنتی بیوتیک نمیدی بعدش بده که سپتی سمی نده!
چیزی نگفتم دلم به حال خودم سوخت که ۱۰ ماه دیگه باید تو این درمانگاه باشم!
پ.ن .۱ :یه مدت آموکسی سیلین کم بود تو داروخانه به دستور فرمانده پزشکها از اریترو مایسین استفاده میکردن چون زیاد بود!
من تو اون دوره سعی میکردم گذرم به تجویز آنتی بیوتیک خوراکی نیوفته!
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386
امروز تو پادگان سرباز ها رو جمع کردن تو حسینیه!فرمانده ی پادگان گفت فردا به حمایت از مردم فلسطین راهپیمایی هستش!هرکسی که بیاد ۲ روز تشویقی میگیره!وقتی رفت از حسینیه یه سرهنگی اومد دستور داد در ها رو بستن!دفترچه ی این سرباز های بینوا رو گرفتن و گفت فردا اجباریه و هرکس که نیاد میره تو لیسته حراست برای دادن پست نگهبانی!
پ.ن۱ :فردا یه راهپیمایی خود جوش در میدون فلسطین برای حمایت از مردم فلسطین و احتمالا حقوق هسته ای برگزار میشه!سرباز های ما که به صورت کاملا خودجوش میرن!شما هم برید!
پ.ن ۲ :گرونی خفن شده!امروز یکی از پزشک های درمانگاه پادگان میگفت تو این اوضاع و احوال کسی که ازدواج کنه یا تخمش اندازه ی کله اش هست یا کله اش اندازه ی تخمشه!
در مورد ما احتمالا هر دو مورد صادقه!ولی ما اغفال شدیم!اون موقع که ما عقد کردیم انقدر اوضاع مملکت خفن نبود!
پ.ن۳ :این حرفا رو بی خیال.رئیس جمهور گفته که تصویب قطعنامه علیه ایران در شورای امنیت بهترین هدیه واسه ی مردم ایران بود!
ما اگه هدیه نخواهیم باید چیکار کنیم؟
سه شنبه چهاردهم اسفند 1386
و اون بعضی ها که ما رو اسکول میدونن تو تکرار خبرهای مهم آخر اخبار حتی به تصویب قطعنامه ی شورای امنیت اشاره نکردن!احتمالا مهم نیست و ما هم باید باور کنیم و دنیا رو ...مون هم حساب نکنیم!
دوشنبه سیزدهم اسفند 1386
دکتر بر میگردد
این سومین وبلاگمه!اولی رو که مدتها پیش حذف کردم.دومی هنوز هم پا بر جاست:
http://manwhosoldtheworld.blogfa.com/ اما مدتهاست که توش نمینویسم فقط به این دلیل که وقت ندارم.آخه ۱۲ اردیبهشت امتحان دستیاری دارم .اما از اون به بعد باز فعالش میکنم این یکی رو هم همینجوری تاسیس کردم که گاهی توش بنویسم و همچین عقده ای خالی کنم.
البته این وبلاگ رو هم بعد از ۱۲ اردیبهشت جدی ترش میکنم!
باشد تا نوشته های من باعث گرایش جوانان به علم و معرفت گردد!تمام!![]()

